توی دنیا عاشقا چه بی کسن

عاشقا عاقبتش خار و خسن

اینارو گفتم برات تا بدونی ...

عاشقی خیلی خطرناکه حسن!

» برای مشاهده 10شعر اس ام اسی به ادامه مطلب مراجعه کنید

 


عاشق هر کس شدم او شد نصیب دیگری

دل به هر کس دادم او زد به قلبم خنجری

من سخاوت دیده ام دل را به هر کس می دهم

شرم دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده ام


گفتم غم تو دارم گفتا چشت درآید!

گفتم که ماه من شو گفتا دلم نخواهد!

گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد

گفتا هوای گرمیست! اه اه! عرق درآمد!

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد

گفتا برو به سویی، تا گل نی درآید!

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد

گفتا که وای دیر شد! داد مامان درآمد


کاش می شد قلب ها آباد بود ... کینه و غمها به دست باد بود

کاش می شد دل فراموشی نداشت ... نم نم باران هم آغوشی نداشت

کاش می شد کاش های زندگی ... گم شوند پشت نقاب بندگی

کاش می شد کاش ها مهمان شوند ... در میان غصه ها پنهان شوند

کاش می شد آسمان غمگین نبود ...  رد پای قهر و کین رنگین نبود

کاش می شد روی خط زندگی ... با تو باشم تا نهایت سادگی


وفای شمع را نازم كه بعد از سوختن ... به صد خاكستری در دامن پروانه میریزد

نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم ... گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد


 دوسِت داشتم ولی هرگز نگفتم

 نگفتــم تـا ز چشــــم تـو نیفتـم

نگفـتـم تــا نــدونی عاشـــقم مــن

نـدونی بعــدِ تــو از پـا می افتـم

خیــال کـردم اگـــه روزی بـــدونی

می ری شعر جدایی رو می خـونی

می ری تنها میشم با بغض و گـریه

تــوی شهــــر و دیـــار بی نشــونی


گفتمش آغاز درد عشق چیست؟ ... گفت آغازش سراسر بندگیست

گفتمش پایان آن را هم بگو ... گفت پایانش همه شرمندگیست

گفتمش درمان دردم را بگو ... گفت درمانی ندارد، بی دواست

گفتمش یک اندکی تسکین آن ... گفت تسکینش همه سوز و فناست


 بی تو یك روز در این فاصله ها خواهم مرد

مثل یك بیت ته قافیـــــه ها خواهم مـــرد

تـو كه رفتی همه ثانیه هـــا سایه شدنـد

سایه در سایه آن ثانیه ها خـــواهم مـــرد

شعله هــا بی تو زبــی رنگی دریــا گفـتند

موج در موج در این خاطره ها خواهم مــرد

گــــم شدم در قـــدم دوری چشمان بهــار

بی تو یك روز در این فاصله ها خواهم مـرد


توی دنیا عاشقا چه بی کسن

عاشقا عاقبتش خار و خسن

اینارو گفتم برات تا بدونی ...

عاشقی خیلی خطرناکه حسن!


وقتی عاشق نباشی دلها ازت خسته میشن

دلتو پس میارنو درها به روت بسته میشن

وقتی كه پنجره ها رو به نسیم بسته می شن

دلها ماتم میگیرن، خسته تر از خسته می شن


مرا هر جور خواهی دربدر كن ، جفایت را از این هم بیشتر كن، بزن با عشق خود اتش به جانم ولی اتش نشانی را خبر كن