تبلیغات
بهترین وبسایت برای هر ایرانی ☺☻ Bia2Net.ir - مطالب شعر طنز
دماغ!
این عضو حیاتی
اگه مثل کلنگه
مثل لوله تفنگه
با خوشگلی‌ت می‌جنگه
طبیعیه، قشنگه
نگو که این یه درده
دماغ عمل نکرده
اگر که مثل فیله
و یا از این قبیله
روی نوکش زیگیله
غصه نخور، اصیله
هی نرو پشت پرده
دماغ عمل نکرده
یکی می‌گه درازه
خیلی ولنگ و وازه
یکی می‌گه ترازه
غصه نخور که نازه
ببین خدا چه کرده
دماغ عمل نکرده
دماغ نگو جواهر
سوژه‌ی شعر شاعر
طویل فی‌المظاهر
پدیده‌ی معاصر
آهای تخم دو زرده
دماغ عمل نکرده
با اون دماغ همیشه
عکس تو پشت شیشه
تو سینما چی می‌شه
شکستن کلیشه
کاشکی بری رو پرده
دماغ عمل نکرده
کم باباتو کچل کن
یا خودتو مچل کن
کی بت می‌گه عمل کن
قصیده رو غزل کن
می‌شی له و لورده
دماغ عمل نکرده
چه‌قد دماغ دماغ شد
قافیه‌مون چلاق شد
هی، یکی- چل کلاغ شد
تصنیف کوچه باغ شد
بره که برنگرده
دماغ عمل نکرده!



طبقه بندی: شعر طنز،  | گردآوری: بیاتونت

دلم می‌خواد داد بزنم
جیغ بزنم، جیغ بنفش

پاره كنم لباسمو
برم حموم با كت و كفش

دلم می‌خواد زار بزنم
صدام بره به آسمون
كتابامو شوت بكنم
از تو حیاط به پشت بوم

دلم می‌خواد پر بكشم
مثل مگس به هر طرف
وزوز و ویزویز بكنم
لقمه بگیرم از علف

دلم می‌خواد كف بكنم
مثل پودر لباس شویی
باد بكنم، گنده بشم
مدام برم به دستشویی

فكر نكنی دیوونه‌ام
یا خیلی درب و داغونم
نه عزیزم من سالمم
فقط كمی نوجوونم.




طبقه بندی: شعر طنز،  | گردآوری: بیاتونت

من و خروس درد مشترکی داریم
خروس می خواهد
پیدا كند یاری برای تمام عمر
و من می خواهم
تنها یك شب با شكمی سیر سر بر بالین بگذارم
من و خروس می گردیم
گرسنگی آزارم می دهد
نگاهی به چهره نه چندان معصوم خروس می كنم
چرا این فكر تا الآن به ذهنم نرسیده بود ...
كارد را بر می دارم
خروس ناباورانه من را می نگرد ...
دیگر من و خروس آن درد مشترك را نداریم!




طبقه بندی: شعر طنز،  | گردآوری: بیاتونت

به ناشرگفتمی باسوزوخواهش
بكن باچاپ اشعارم توسازش
بگفتاطنزتوخیلی قشنگ است
ولی ازیك طرف اعلان جنگ است
چواشعارت بود گیراوبودار
شوم باچاپ آن ازكاربیكار
كه اشعارتورا تفسیر شاید
مرادر چاپ آن تقصیر باید
بسادرانتخاب وچاپ اشعار
دهندم بارهاهشدار!هشدار!
بیاوازنوشتن دست بردار
توهم ناشربشوای نازنین یار
چو همكاری كنی بامن تو سرکار
بمانیم هردوتایی برسركار!
نگاهی كردم ازحسرت به مردیش
به ید تسبیح،برصورت دومن! ریش
بگفتم تا تورا این بود رفتار
بمانی تاقیامت برسركار !!!
نخواهم از توهرگزچاپ اشعار
زامثال تو خواهش باشدم عار




طبقه بندی: شعر طنز،  | گردآوری: بیاتونت

شنیدم زنی بود فرخنده نام
خوش اخلاق و خوش سیرت و خوش کلام
به آداب دانی بسی شهره بود
که شویش چنان پپچ و او مهره بود
زبل بود و کاری و پرجنب و جوش
همه اهل منزل از او در خروش
زنی بود دانا و حاضرجواب
همیشه مهیا زبهر ثواب
به روزی که از خستگی نا نداشت
دگر قدرت حرکت پا نداشت
به شویش بگفتا که ای نیکمرد
مرا چاره ای کن که مردم زدرد
نگه کرد شوهر بر آن نازنین
بگفتا خدایا تو بختم ببین
زن شهر دارد هزاران ادا
هزار آفرین بر زن روستا
نه او لب گشاید به وقت بلا
نه سرمایه خواهدنه سیم و طلا
یکی (گاو ) فربه بگیرد به سر
محل را بگردد به صد شورو شر
چو فرخنده این از زبانش شنید
غم و درد اندر دلش شد پدید
بگفتا چه ظلمی به حقت شده
تو را همسر از شهر قسمت شده
اگر روستایی زنی داشتی
تو را بر سر خود نگهداشتی




طبقه بندی: شعر طنز،  | گردآوری: بیاتونت
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

موضوعات
تبلیغات
آخرین مطالب
مطالب پربیننده
پیوند ها