برای اینكه صدای شكستن دلش شنیده نشود با صدای بلند می خندد.
آنقدر تنهایی را دوست داشت كه از سایه خودش هم بیزار بود.
برای اینكه عشقش را از قلبش پاك كند، قلبش را فرمت كرد.
خورشید عشق هم نتوانست قلب یخی او را گرم كند.
اگر درخت نبود، هیچکس نمیتوانست چوب لای چرخ دیگری بگذارد.
بیدمجنون، بهترین چوبهدار برای شکستخورده در عشق است
عاشق دلشکسته، همیشه زیر درخت بیدمجنون مینشیند.
درودگر عاشقپیشه، دنبال درخت بیدمجنون میگردد.
بهترین زغال، از درخت روسیاه بهدست میآید.
بخاطر افکار فسیل واری که داشت, جشنواره فسیلی راه انداخت.
آنقدر فکرش دست نخورده ماند, که کارتونک بست.
بخاطر افکار عتیقه ای که داشت, مغزش را به موزه سپرد.
مغز کوچکش در فضای جمجمه اش, لق میزند.
طبقه بندی: شعر طنز، | گردآوری: بیاتونت
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
در پی یک دو ریالی همه جا رفتم و گشتم
دم به دم یکسره فریاد زدم آیا هست
یک دو ریالی خدمت حضرت عالی؟
ولی هر لحظه جوابی نشنیدم
خسته ی خسته لب جوی آبی بنشستم
عابری آمد و انداخت دو سکه کف دستم
و من از کرده ایشان نرمیدم نگسستم
نرم و آهسته توی باجه خزیدم
ولی از گوشی آن هیچ صدایی نشنیدم
یادم افتاد که دیریست که این باجه خراب است
همچو آینه دق مایه و اسباب عذاب است
طبقه بندی: شعر طنز، | گردآوری: بیاتونت
تبلیغات 